پزشکان فراری از جنگ تبعید شدند

سومین وزیربهداشت انقلاب در گفتگوبا شهدای اسلام؛

پزشکان فراری از جنگ تبعید شدند

 

لیلا شاهی

دکتر علیرضا مرندی رئیس فرهنگستان علوم پزشکی یکی از  افرادی است که پس از انقلاب اسلامی به عنوان وزیر بهداشت نقش مهمی را برای بهبود شاخص‌های درمانی به خصوص در مناطق محروم ایفا کرد. پس از انقلاب، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت دوم میر حسین موسوی و دولت دوم ایت الله هاشمی رفسنجانی بود. مرندی جوایز متعددی از سازمان جهانی بهداشت دریافت کرده و هم اکنون هم نماینده مردم تهران در نهمین دوره از مجلس شورای اسلامی است. با او در خصوص نا گفته های حوزه سلامت در اوایل انقلاب به گفتگو نشستیم.   

 

پس از اینکه وزیر شدید معاونین خود را بر چه اساسی انتخاب کردید؟

اعتقادات، تعهد نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران ، ایثارگری و کارایی در درجه اول مبنای انتخابم بود. در زمانی که بنده مسئولیت وزارت بهداشت را بر عهده گرفتم اگرمعاونین و کسانی که مسئولیتی به آنها واگذار شده بود وقت نمی‌گذاشتند ، کارها به درستی انجام نمی‌شد. در آن زمان شورای معاونین ما پنج صبح شروع می شد و بنده تا ۱۲ شب و بعضی اوقات تا دو صبح به خانه می رفتم . همه ما دو برابر وقت اداری کار می کردیم که توانستیم فعالیت‌ها را تا جایی که امکان دارد انجام دهیم. ولی متاسفانه در حال حاضراز آنجایی  که مقدار ساعت کاری کم شده کارها کمتر ارائه می شود. بالاخره در جلسات همفکری، هر چه وقت بیشتری گذاشته شود کارها بهتر انجام می شود. البته درآن زمان چون انقلاب شده بود ما تجربه زیادی نداشتیم و باید کمبودهای اطلاعاتی خود را به نوعی جبران می کردیم.

رییس جمهورهای وقت با شما همکاری داشتند؟

آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت دوران وزارت بنده بود. زمانی که می خواستند ماشین های بهداشت را به جبهه ببرند با اینکه استفاده مشروعی بود و رهبر انقلاب نیز گفته بودند هر چه می توانید به جبهه کمک کنید ولی ایشان برای اینکه کودکان بتوانند واکسن دریافت کنند و خدمات بهداشتی به روستاها ارائه شود مساعدت می کردند تا ما بتوانیم این اقدامات را انجام دهیم. ایشان حتی در برنامه افتتاح بسیج سلامت کودکان حضور یافتند و مشارکت می کردند. همچنین آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز در دوران ریاست جمهوری خود به مسائل سلامت اهمیت می‌دادند.البته ممکن است سایرین به  آنچه که مورد انتظار وزیر بهداشت است ، اعتقادی نداشته باشند ولی با این حال باید گفت هر دو رئیس جمهور وقت،نسبت به حیطه بهداشت نظر بسیار مساعدی داشتند که اگر نبود شاید عزم و توفیقات بنده کمترمی‌شد.

 

تا چه اندازه از توان پزشکان خوش نام استفاده کردید؟  

این موضوع به داوطلب بودن خود پزشکان بستگی داشت. اگر فردی نخواهد وارد صحنه همکاری شود نمی توان او را به زور به این اقدام وادار کرد.ولی با این حال بنده پزشکانی را می شناختم که با فداکاری و ایثاربا ما همکای کردند. این پزشکان برای ارائه خدمت به مردم اززندگی خود ‌گذشتند به طوری که حتی اساتید نیزعلاوه بر تدریس در دانشگاه‌ها در خط اول جبهه حضور داشتند. در کل همکاری‌ها فوق‌العاده و مدارج درخشان تر بود.

 

آیا در اوایل انقلاب، تخلفات پزشکی همانند زیر میزی وجود داشت؟

در آن زمان نیز تخلف از طریق تعرفه بود. تعرفه ‌ها خیلی پایین بود و عده ای تخلف می کردند. البته ما در وزارت بهداشت با نظام پزشکی مباحثات و درگیری‌هایی داشتیم. حتی در یک زمانی مسئولین نظام پزشکی به دلیل اینکه در زمان جنگ و مشکلات همکاری کمرنگی داشتند برخی از تهران تبعید و بعد دوباره بخشیده شدند. آن زمان هم تخلف بود ولی چون باید سریع برخورد می شد فراگیر نمی‌شد.

 

ایجاد شبکه های بهداشتی و درمانی برای مردم در دوران وزارت شما اتفاق افتاد؟

سیستم ارائه خدمات به ویژه در مناطق محروم و روستاها وضعیت بسیار بدی داشتند لذا با احداث خانه‌های بهداشت در این مناطق و تربیت بهورزها توانستیم شاخص‌های بهداشتی را افزایش دهیم به طوری که وضعیت روستاها از شهرها هم بهتر شد. در واقع بهورز‌ها مکلف شده بودند که حتی اگر خانواده‌ای به آن‌ها مراجعه نکرد به منزل آن‌ها بروند و علاوه بر آموزش، خدمات نیز ارائه دهند.

چه اقداماتی برای کاهش مرگ و میر انجام دادید؟

با احداث خانه‌های بهداشت مرگ و میر مادران از ۲۵۵ در یکصد هزار تولد زنده به
۳۵.۵ در یکصد هزار تولد زنده کاهش یافت. همچنین مرگ و میر کودکان زیر پنج سال از ۱۷۳ در هزار تولد زنده به ۳۱ هزار و مرگ و میرکودکان زیر یک سال از ۱۰۴ هزارتولد زنده به ۲۸ هزار تولد زنده کاهش یافت. در اوایل انقلاب بیماری اسهال و استفراغ سالانه ۳۶ هزار مرگ کودکان زیر پنج سال را در پی داشت که آگاهی دادن به مردم در خصوص شست‌وشوی دست، تغذیه با شیر مادر و تامین آب آشامیدنی سالم سه اقدام مهمی بود که باعث کاهش مرگ و میر کودکان شد.

در آن سالها مشکل تامین نیروی انسانی هم داشتید؟

تامین نیروی انسانی را نیز مهترین اقدام در دوران وزارتش دانست و اینگونه گفت: اگر پزشک نداشتیم برای همیشه به پزشکان خارجی وابسته بودیم، بیماران را به خارج از کشوراعزام می کردیم و تحقیقات نیز افزایش نمی یافت. تامین گروه پزشکی از ارزش بالایی برخوردار بود.اگر امروز حرف اول را در دنیا به خصوص در زمینه پزشکی می زنیم به دلیل نیروی انسانی است.

آیا بیماری ایدز نیز در دوران وزارت شما اهمیت داشت؟

اولین مورد ایدز زمانی بود که بنده وزیر بودم. کودکی حدود شش یا هفت ساله مبتلا به هموفیلی به دلیل تزریق خون آلوده به این بیماری مبتلا بعد هم فوت کرد. دومین مورد  نیز شخص شناخته شده‌ای بود، برادر یکی از مسئولین که او نیز در خارج از کشور گرفتار این بیماری شده بود. ولی بیشترین جهش از نظر تعداد مبتلایان در زندان ها بود. از آنجایی که  زندانیان  با سرنگ های دست ساز مواد مخدر را به صورت مشترک مصرف می کردند یک دفعه متوجه شدیم که چند صد نفراز زندانیان به این ویروس آلوده شده‌اند. بلافاصله گزارشات این بیماری را به سازمان بهداشت جهانی ارائه کردیم و تمهیداتی شد تا بیماری گسترش نیابد.

در آن زمان انتقال بیشتراز طریق معتادان تزریقی بود ولی متاسفانه در حال حاضر انتقال از طریق جنسی در حال افزایش است.تاکنون ۲۸ هزار نفر از بیماران مبتلا به ایدز شناخته شده اند در حالی که بسیاری از افراد از بیماری خود اطلاع ندارند.

بسیاری از پزشکان می گویند که وضعیت بیمارستانهای امروز شبیه اوایل انقلاب است، این مسئله را تایید می کنید؟

وقتی اعتبارات بیمارستانها خیلی کم و درآمد اختصاصی بالا باشد، بیمار مجبور می شود دارو و سایر نیازهای خود را بیرون از بیمارستان تهیه کند . وقتی بیمارستان حتی نتواند غذای بیماران را تهیه کند دیگر نمی توان نام بیمارستان را بر روی آن گذاشت. در آن زمان مشکل ما علاوه بر اعتبارات کمبود پزشک نیز بود ولی در حال حاضراین مشکل را نداریم.امیدواریم با همتی که دولت می خواهد انجام دهد وبا تخصیص اعتبارات به شرطی که مدیریت را دقیق انجام دهیم وضعیت بهتر شود و سیستم دولتی بتواند پاسخگوی خوبی به مردم باشد تا بیماران مجبور نشوند به بخش خصوصی مراجعه کنند.

چه خاطره ای از دوران انقلاب دارید؟

 

 بنده در دوران انقلاب امریکا بودم و به دانشگاه رایت  استیت می رفتم. اتفاقات را از رادیو و تلویزیون گوش می کردیم و روز تسخیر لانه جاسوسی ۱۳ آبان سال ۵۸ وارد کشور شدم. بودن در جمهوری اسلامی چه برای خود و چه خانواده ام پر از لحظات شیرین بود  و واقعا روزی نیست که بابت این موضوع خدا را شکر نکنیم .

احساس می کنم خانوادگی در بهشت زندگی می کنیم

 فرزندانم با این که هر سه متولد امریکا هستند و طبیعتا حتی شناسنامه و پاسپورت امریکایی دارند همگی در ایران ادامه تحصیل دادند. هر سه عضو هیئت علمی دانشگاه هستند،ازدواج کردند و فرزند دارند. در مجموع کل خانواده واقعا در بهشت زندگی می کنیم و یک یک ما از اینکه در ایران هستیم افتخار می کنیم .

تلخی ها و شیرینی ها همیشه در زندگی بوده، هست و خواهد بود. وقتی سختی ها و تلخی ها برای خدمت به مردم باشد شیرینی خود را دارد و انسان اقناع می شود که وظیفه ای را انجام داده است و بابت کوتاهی‌هایی که انجام داده باید از مردم عذر خواهی و استغفار کند.

 

 

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا
?>