شکست «ساعت ۵ عصر» در سینما/ کار ضعیف مهران مدیری!

پایگاه خبری جامعه خبر/ سید هادی کسایی زاده: تیتراژ خسته کننده و بدون خلاقیت فیلم نمی تواند تو را از کنجکاوی دیدن ساخته جدید مهران مدیری منصرف کند. فیلمی که خشایار الوند خالق فیلمنامه های مرد هزار چهره و شبهای برره در ازای ۱۲۰ میلیون تومان نوشت اما مهران مدیری نام الوند را از پوستر فیلمش حذف کرد.
سکانس اول فیلم در یک آپارتمان شیک در بالای شهر تهران است. سیامک انصاری که نقش مهرداد پرهام یک وکیل دادگستری مبادی آداب و خجالتی را بازی می کند با زنگ تلفن همراه نامزدش از پاریس بیدار می شود. نامزد او شکاک است و هر لحظه می خواهد او را چک کند و اتفاقاتی در ساختمان رخ می دهد که مانع خروج قهرمان فیلم از آپارتمان می شود. در این فیلم قهرمان اول داستان که نقش آن را سیامک انصاری ایفا می کند باید راس ساعت ۵ عصر خود را به بانک برساند تا سر وقت قسط آپارتمانش را پرداخت کند در غیراین صورت آپارتمان را از دست می دهد.
پس از سکانس های طنز ابتدایی فیلم که کوتاه است قهرمان فیلم با یکی از همسایه ها درگیر شده و همین درگیری موجب می شود تا سکانس بعدی در بیمارستان دولتی و شلوغ بازی شود. مهران مدیری در فیلم ساعت ۵ عصر که اکران خصوصی آن با حضور محمد باقر نوبخت معاون رئیس جمهور همراه بود به نوعی زندگی روزمره پایتخت نشینان را روایت می کند که عاری از فرهنگ، روحیه ایثار و وجدان کاری همراه با خشونت طلبی و خودخواهی هستند.
قهرمان فیلم با اینکه سرش در درگیری با همسایه ها شکسته برای یک پانسمان کوچک باید ساعتها در صف شلوغ اورژانس بیمارستان دولتی منتظر بماند و در نهایت او را ابتدا به صندوق هدایت می کنند. در این میان حضور یک پرستار زیبا و با وجدان و البته با ادب برای پانسمان مهرداد کمی موجب تعجب او می شود به نحوی که در دیالوگی به او می گوید: شما از سیاره دیگری به زمین آمدید؟ مهرداد پرهام متوجه پیرزنی سالخورده می شود که در صف صندوق بیمارستان قراردارد و نوشتن فرم ترخیص همسر پیرزن او را به بخش سردخانه بیمارستان برای ترخیص جسد همسر پیرزن می رساند. ناتوانی و تنهایی پیرزن در انجام امور دفن و کفن موجب می شود که مهرداد همراه با نعش کش بهشت زهرا به جنوب تهران آمده تا در مراسم دفن شرکت کند. مهران مدیری در این سکانس به افزایش خشونت در جامعه، عدم رعایت حقوق شهروندی، شکست بیمه سلامت، عدم داشتن روحیه ایثارگری در جامعه و منفعت طلبی بخش درمان به جای ارائه خدمات اشاره می کند.
داستان سکانس بهشت زهرا زمانی جالب می شود که ۴ اتوبوس از شهرستان برای مراسم دفن پیرمرد (همسر پیرزن) حاضر می شوند اما کسی برای تلقین میت داخل قبر نمی شود و مهرداد خودش مجبور می شود تلقین را بخواند. در طول فیلم از سردخانه تا قبر نامزد مهرداد دائم تماس می گیرد و از او می خواهد تا آن لاین مکانی که در آنجا قراردارد را فیلم ارسال کند. همزمان با دفن پیرمرد مراسم دیگری هم در بهشت زهرا در حال انجام است که در آن یک هنرمند فوت کرده و سایر هنرمندان شیک روی صندلی نشسته و موسیقی و شعر برای تازه گذشته می خوانند. هجوم مردم عادی به سمت مزار هنرمند بخش دیگری از سکانس فیلم در بهشت زهرا است که کارگردان می خواهد تصویر دیگری از فرهنگ مردم را به نمایش بگذارد. در آخرین سکانس بهشت زهرا همه میهمانان پیرزن گوشه ای نشسته و به آنها خیره شده اند و پیرزن رو به مهرداد می کند و می گوید: اینها ناهار می خواهند و اگر ندهی همینجا می مانند. (رسم مرده خوری که متاسفانه سالهاست در پایتخت و میان مردم باب شده است.) مهرداد با هماهنگی تلفنی با پسرخاله اش میهمانان را به رستوران دعوت می کند.
همچنان ساعت به ۵ عصر نزدیک می شود و مهرداد با لباسی خاکی و موهای ژولیده و سری زخمی جاده بهشت زهرا را پیاده به سمت تهران طی می کند که یک تاکسی پیکان او را سوار می کند. نقش راننده تاکسی را امیرجعفری بازی کرده که فردی معتاد است که در طول مسیر با خودرو پس از شکستن شیشه وارد یک فروشگاه شیرینی فروشی می شود. این سکانس یکی از ضعیف ترین سکانس های فیلم است که مشخص نیست هدف کارگردان از حضور چند دقیقه امیرجعفری در فیلم و ارتباطش با موقعیت مهرداد و حضور در یک خانه تیمی معتادان چیست؟
مهرداد به طور نامعلومی از دست راننده تاکسی و دوستانش رها شده و سعی دارد خود را هر طور شده به بانک برساند که در طول مسیر به گروهی از تظاهر کنندگان کارگری علیه یک کارخانه کوچک برخورد می کند. مهرداد در حالی که میان پلیس نوپو و معترضان گیر کرده با انگشت دست نشان می دهد ۲ نفر زخمی شده اند که تصویر انگشتان او به علامت پیروزی در رسانه ها منتشر شده و اطلاعات او را دستگیر می کند. در این سکانس که کارگران از درب بسته کارخانه بالا می روند و پلیس ضد شورش هم حضور دارد به نوعی تداعی گر حمله به سفارت عربستان و انگلیس است که در تهران امری عادی محسوب می شود. حالا در اتاق بازجویی این بار خود مهران مدیری کارگردان فیلم نقش بازجو را بازی می کند. فردی آرام و پخته با سوالات کوتاه و بعد از تعریف هر بخش از زندگی مهرداد به او می گوید از عقب تر تعریف کن تا جائیکه مهرداد به دوران نوزادی خود می رسد. اینجا کارگردان ظاهر آرام، زیبا، چشمان آبی، با ادب و رسمی را بعنوان بازجو نشان می دهد که در طنز اجتماعی بالعکس است که به نوعی قصد طعنه زدن دارد که فردی بیگناه و بی تقصیر در یک شورش خیابانی به جای سایر متهمان در جایگاه بازجویی قرارگرفته است و تا قبل از تولدش را بازجویی می کنند. مهران مدیری برای اینکه از این سکانس به خوبی خارج شود و در تیغ سانسور قرار نگیرد مهرداد را با یک تعهد آزاد می کند.
![]()
حالا مهرداد دیگر وقت ندارد و باید خود را به بانک برساند اما بانک بسته است و به او می گویند اینقدر هم سختگیر نیستیم اگر راس ساعت قسط پرداخت نشود خانه شما را مصادره کنیم؟! بروید فردا تشریف بیاورید.
اگر این سخنان کارمند بانک به فردی عادی یا یک کارگر ساده گفته می شد بیشتر قابل پذیرش بود تا اینکه مهرداد وکیل دادگستری را فاقد علم و تخصصی و فکر بدانیم که نمی داند اولا ساعت ۵ عصر بانک تعطیل است و دوم اینکه می شود فردا هم قسط را واریز کرد و یا به روش های دیگر بانکی …
در فیلم ساعت ۵ عصر مخاطب همان استندآپ کمی مهران مدیری را در قالب فیلم سینمایی می بیند و انتظاری که از فیلم مدیری بعنوان یک طنز خوب دارد دیده نمی شود. داستان فیلم آنقدر ضعیف است که می توان لحظه لحظه آن را پیش بینی کرد.
کارگردان سریال های طنز ۹۰ قسمتی تلویزیونی و خانگی نتوانست آنچه باور داشت را روی پرده سینما به تصویر بکشد و این بار نام مهران مدیری تماشچی را روی صندلی نگه نداشت. مهران مدیری باید بداند که سینما با تلویزیون بسیار متفاوت است چراکه مخاطب ۱۲ هزار تومان می دهد تا فیلم خوب ببیند و در مورد آن قضاوت کند. محافظه کاری و ترس از اینکه فیلم نمایش داده نشود کاملا در سکانس ها مشخص است. مهران مدیری در این فیلم برای کسب درآمد از برگ برنده نام خودش استفاده کرده اما این اقدام مردم سینما را نسبت به او بی اعتماد می کند.
اخبار روز را با جامعه خبر بخوانید.











