ساداکووووووووووووو

به گزارش پایگاه خبری جامعه خبر، هنگامی که بمب به هیروشیما برخورد کرد، ساداکو که بیش از ۱٫۶ کیلومتر از مرکز انفجار فاصله داشت، توسط موج حاصل از انفجار به بیرون از پنجرهٔ خانهاش پرتاب شد. مادرش که گمان میکرد او مرده است، سراسیمه به بیرون دوید اما دختر دو سالهاش را زنده یافت. ساداکو به نظر سالم میرسید اما در اصل به دلیل قرار گرفتن در معرض تشعشعات اتمی به بیماری لوسمی مبتلا شده بود و هر سال آثار این بیماری بیش از سال قبل در او پیدا میشد.
ساداکو در حالی بزرگ شد که به ورزش دو عشق میورزید. او در مدرسه به عنوان یکی از اعضای ذخیره تیم دو شناخته میشد تا اینکه یک روز سرگیجهٔ او که گاهی به سراغش میآمد شدیدتر شد و او بیهوش بر زمین افتاد. او سپس به بیمارستان صلیب سرخ در نزدیکی محل زندگیش منتقل شد و بالاخره در فوریهٔ ۱۹۵۵ بیماری او تشخیص داده و او بستری شد.
با وجود بیماری سختش، نه تنها ساداکو هیچگاه امیدش به زندگی را از دست نداد، بلکه مایهٔ امیدواری سایر بیماران در بیمارستان بود. یک روز، یکی از دوستان نزدیک او به نام «چیزوکو هاماموتو» که برای ملاقاتش به بیمارستان رفته بود، برای او افسانه هزار درنای کاغذی را تعریف کرد؛ افسانهای ژاپنی که بر اساس آن، اگر شخص بیماری هزار درنای کاغذی بسازد، خداوند آرزویش را برمیآورد و بیماریاش را شفا میدهد. با وجود اینکه ساداکو خود میدانست چند تکه کاغذ بیماری او را بهبود نمیدهد، این افسانه را به فال نیک گرفت و شروع به ساختن درناهای کاغذی کرد و آنها را به سقف اتاقش در بیمارستان آویخت.
ساداکو در حالی چشم از جهان فرو بست که فقط توانسته بود ۶۴۴ درنا را بسازد؛ اما این پایان رویای او نبود و همکلاسیهایش ۳۵۶ درنای کاغذی دیگر ساختند تا تعدادشان به همراه درناهای ساداکو به هزار رسید.
سپس همهٔ آنها را به همراه ساداکو به خاک سپردند. بعد از مراسم تدفین، همکلاسیهای ساداکو نامههایش را گردآوردند و آنها را در کتابی با عنوان کوکیشی (نام عروسک چوبی ساداکو که آن را بسیار دوست میداشت) به چاپ رساندند. این کتاب به سرعت در ژاپن و سپس در سراسر جهان منتشر شد و همهٔ مردم از داستان ساداکو و هزار درنای کاغذیش آگاه شدند. امروزه با توجه به علاقه ساداکو به ایجاد صلح در دنیا، درناهای کاغذی ساداکو به عنوان نماد بینالمللی صلح در دنیا شناخته میشوند.
دوستان ساداکو همچنین در سرتاسر ژاپن شروع به جمعآوری پول کردند تا بنای یادبودی برای او بسازند. رویای آنها خیلی زود به حقیقت پیوست و در سال ۱۹۵۸ در پارک صلح شهر هیروشیما از مجسمهٔ او پردهبرداری شد. آن مجسمه، ساداکوست که با بازوانی گشوده، با یک درنای طلایی در دست، بر روی کوهی از سنگ مرمر ایستاده است. به افتخار ساداکو، انجمنی در ژاپن تاسیس شد که هنوز هم همه ساله درناهای کاغذی میسازند و در روز صلح (ششم ماه اوت)، روزی که بمب اتمی آمریکا بر شهر هیروشیما فرود آمد، در زیر مجسمه ساداکو میگذارند. آرزوی آنها و تمام جهان اینگونه روی سنگ مرمر نقش بسته است: این است فریاد ما، این است آرزوی ما، صلح در تمام دنیا.
همچنین مجسمهای دیگر از ساداکو از جنس برنز در پارک صلح شهر سیاتل جای دارد.
حالا گروهی در ایران بر این شدند تا در روز منع کار کودک و با توجه به حملات تروریستی در تهران به مردم ثابت کنند هنوز صلح و دوستی در تهران وجود داره و مردم ایران همه به دنبال صلح و دوستی هستند.
همچنین با کودکانی که به دلیل فقر کودکی خود رو می بازند مثل آنها دست فروش شویم و قسمتی از زندگی آنها رو بچشیم و در روز عید فطر برای آنها با هزینه صلح و دوستی جشنی بگیریم در واقع جشن صلح که اروزش داریم برپا میکنیم.
اخبار روز را با جامعه خبر بخوانید./










