گزارش بهشت زهرا

سال ۱۳۴۵ وقتی بزرگترین گورستان بزرگ تهران پایه گذاری شد تصور نمی کردند روزی این گورستان صاحب شهردار و حتی سازمان شود. جالب اینکه سال ۱۳۴۹ وقتی این گورستان افتتاح شد هیچ تهرانی مرده های خود را به این گورستان نمی فرستاد. آنها می گفتند مسیر دور است و ما نمی توانیم هر هفته برای فاتحه بیائیم؟! تا ابنکه بالاخره خانواده یک شهروند به نام محمد تقی خیال اجازه دادند تا متوفی در این گورستان دفن شود. حالا این گورستان به شهرمردگان تبدیل شده و روزانه حدود ۱۷۰ جسد را غسل و کفن و دفن می کنند.
اما این گورستان بزرگ که حالا نامش بهشت زهرای تهران است حاشیه های سیاسی هم داشته است. بعنوان مثال قطعه ۳۳ محل دفن مخالفان رژیم شاهنشاهی شد و قطعه ۱۷ شهدای جمعه سیاه و ۱۷ شهریور در آن آرمیده اند. و حضور حضرت امام خمینی (ره) به ایران و ایراد نخستین سخنرانی پس از تبعید از پاریس مهمترین اتفاقات ثبت شده در این گورستان تاریخی است. امروز قطعات شهدا- قطعه هنرمندان- قطعه نام آوران و قطعات ۲۹ و ۲۶ و ۵۰ و ۵۳ ویژه شهدای مدافع حرم بهشت زهرای تهران را خوشنام و محل زیارت زائران کرده است.
در گوشه و کنار برخی قطعات هیچ توضیحی درباره آدمهایی که آنجا دفن شدهاند نمیبینی. شاید گویاترین توضیح،«سنگقبرهای شکسته» قطعه ۴۱ باشد. تا چشم کار میکند، بهندرت سنگقبر سالمی پیدا میشود. اکثر سنگقبرها کاملاً خردشدهاند و بهسختی میشود نوشتههای رویشان را خواند. بعضی از بازماندهها روی همان سنگهای خردشده دستهگل، چند شکلات یا میوهای برای خیرات گذاشتهاند. هرچند که تازه نیست و بیشتر گلها و میوهها زیر آفتاب تند تابستان خشکشدهاند. بعضی دیگر نه، بهجای سنگ، روی مزار یک در کوچک آهنی گذاشتهاند. یک قبر دیگر هیچ نشانهای ندارد، جز سنگهای کوچکی که دورتادور سنگقبر فرضی، چیده شده. بعضی دیگر هم مزار سیمانی درست کردهاند. سنگقبر سیمانی بزرگی هم کمی آنطرفتر از بقیه، در خلاف جهت بقیه سنگها افتاده. آنقدر بزرگ و سنگین به نظر میرسد که در اولین برخورد فقط فکر میکنی این چطور جابجا شده؟! این قطعه برای اعدامی ها و مخافان نظام و قاچاقچیان و … است.
خلاصه بهشت زهرای تهران برای خودش به تنهایی به موزه ای تاریخی می ماند که گذر تهرانی ها هر از چندگاهی به بهانه های مختلف به آنجا می افتد. اما این گورستان همچنان با حاشیه های جدید دست و پنجه نرم می کند.
ابتدا حاشیه این گورستان بزرگ است که فروشگاه های عرضه سنگ قبور در انواع و اقسام و مدل با نئون های رنگی مشتری را دعوت به خرید سنگ قبر می کند. سنگ قبرهایی زیبا و شیک از مدل آلمانی و چینی و ایرانی و غیره …
البته فقط یک سنگ ساده نیست بلکه حکاکان سنگ تراش با هنر دست تصاویری را روی این سنگ ها نقش می کنند که بعضا با قوانین داخلی بهشت زهرا متناسب نیست. بعنوان مثال تصویر زنی زیبا با موهای پریشان و آرایش غلیط … یا مرد و زن جوانی که هم را در آغوش کشیده اند. بیشتر به طرح روی تابلوفرش می ماند اما سنگ قبر است! دلالان سنگ هم جولان می دهند و به هر قیمتی شده می خواهند سنگ های چینی را به قیمت گران بر خانواده داغدار قالب کنند. در کنار بازار سنگ قبر بازار گل فروشان بهشت زهرای تهران هم برای خودش حرف و حدیث هایی دارد. از وانت هایی که وارد بهشت زهرا شده و گل های تازه روی قبور را بعد از مراسم سرقت می کنند تا تراکت پخش کن هایی که روبروی درب عروجیان (همان مرده شوی خانه قدیم) به زور تراکت ها را در خودروی شما انداخته و اصرار دارند دسته گل ها را از آنها خریداری کنید. حتی شنیده شده یکی از همین تراکت پخش کن ها به ماموران نظامی بهشت زهرا حمله ور شده و با چاقو او را زخمی کرده است.
قیمت آژانس و تاکسی سرویس سرسام آور است. مثلا از بهشت زهرای تهران بخواهید به سمت میدان هفت تیر حرکت کنید ۳۵ تا ۴۰ هزارتومان باید هزینه کنید. یعنی تعزیرات حکومتی و بازرسان تاکسیرانی پایشان را در بهشت زهرا تهران نمی گذارند. اما موضوع فقط گران فروشی تاکسی نیست بلکه بوفه گورستان هم ساز خودش را کوک می کند. در کنار محل تجمع داغداران که منتظر خروج متوفی از غسالخانه هستند غرفه هایی اقدام به فروش و عرضه گل و تاج گل و چاپ بنر و اعلامیه می کنند. حالا تصور می کنیم اعلامیه در ابعاد آ۴ رنگی 100عدد چقدر می شود؟ ۱۲۰ هزارتومان؟ یعنی چندین برابر نرخ اتحادیه … یعنی اینجا هم خبری از تعزیرات و گشت نیست. پیرمردی با کلاه مخملی یک یخچال در گوشه مجتمع عروجیان اجاره کرده بود و سینی خرما و حلوا می فروخت که قیمت هم بستگی به قیافه خانواده اموات داشت. خیلی گریه می کردید ۳۵ هزارتومان اما اگر در حال خود بودید با ۳۰ تومن فروخته می شد.
کفن ۶۵ هزارتومان- بنر تسلیت ۲۰ هزارتومان و آب معدنی کوچک تا ۱۰۰۰ تومان فروخته می شد.
تلویزیون های متصل به رایانه نام اموات و شماره قطعه و زمان غسل و خروج را نشان می داد. کارمندان سازمان در پشت باجه های مخصوص پاسخگوی خانواده متوفیان بودند. قبر در قطعات زیر ۱۰۰ با قیمت هر طبقه ۱۰ میلیون تومان فروخته می شد اما برای قطعات جدید سه طبقه حدود ۲ میلیون تومان بود. اگر هم وضع مالی خوبی نداشتید دفن و کفن کاملا رایگان است. البته ناگفته نماند که هزینه دفن و کفن برای آنهایی که بخواهند اموات خود را در قبور گران قیمت قطعات پایین دفن کند حدود ۵۰۰ هزارتومان می شود.
سوال کردم اگر میت من در تهران فوت کرده باشد هزینه شستشو و کفن و اعزام به مثلا شهر اراک چقدر می شود گفتند بستگی به شهر و مسافت دارد که حدود ۵۴۰ هزارتومان می شود.
تمامی کارها را مباشران انجام می دادند یعنی خانواده متوفی مدارک را به مباشر می دهند و او از صفر تا صد را انجام می دهد.
بهشت زهرای تهران با همه زیبایی ها و تلخی ها و خاطرات و حاشیه هایش چه بخواهیم و چه نخواهیم به شهربزرگی تبدیل شده که اداره آن سخت است. سعید خال مدیرعامل سازمان بهشت زهرای تهران در گفتگو با صدای اصلاحات از روزهای برفی تهران می گوید: وقتی صبح آمدم دیدم صدها هکتار از این زمین وسیح گورستان مملو از برف است. حتی داخل قبور کنده شده هم برف رفته و با چند دستگاه شروع به برف روبی خیابانها کردیم. بعد از چند روز هم برف ها آب شد و قطعات جدید گل آلود شده بود که این سختی های کار است.
سعید خال گفت: در ۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۶ بهشت زهرای تهران از نظر آمار ورود اموات رکورد ۴۰ ساله خود را شکست و تعداد ۲۴۶ فوتی را پذیرش و غسل و کفن کرد که در تاریخ این گورستان بی سابقه است. رئیس سازمان بهشت زهرای تهران اظهار کرد: اینجا دست فروشان و متکدیان سارقان زیادی جولان می دادند که با مشارکت مرکز خدمات اجتماعی شهرداری تهران و دژبان ارتش دست آنها را کوتاه کردیم. هرچند با ترفندهایی وارد می شوند اما به سرعت وارد می شویم.
خال گفت: بهشت زهرای تهران یک مکان فرهنگی است و خبرنگاران و حتی نویسندگان و هنرمندان می توانند در آن هر روز سوژه ها و روایت های خوبی را روایت کنند. درب این سازمان به روی تمام اهالی رسانه باز است و دعوت می کنیم تا برای مدیریت فرهنگی این سازمان مردمی به ما ایده و مشورت دهند.










