انتقال پایتخت

بعنوان خبرنگار ۸ سال است که یک سوال و پرسش را بعنوان یکی از صدها دغدغه اصلی خبرنگار دنبال کرده و از دولت و استانداران و مجلس پیگیری می کنم و آن سبک سازی تهران و انتقال پایتخت است. منظور از انتقال پایتخت قطعا این نیست که فردا اسم اصفهان را پایتخت ایران کنیم بلکه انتقال مراکز مهم استراتژیک از تهران است.
ما امروز می بینیم که نبض بازار و اقتصاد و نبض سیاست و امور اداری همه و همه در تهران خلاصه می شود. شهروندان زیادی برای ارتباط با وزارتخانه ها و سازمانها و دستگاه های دولتی که بیشتر مراجعه اداری است به سمت تهرانی راهی می شوند و این نخستین بار ترافیکی شهر را ایجاد می کند. از میان ۱۰ میلیون کارمند هم درصد زیادی ساکن تهران بوده و برخی هم از شهرهای اطراف مانند کرج و حتی قم هر روز وارد و از تهران خارج می شوند. مراجعه بیماران و تاجران و مسئولان دولتی مستقر در شهرستانها بخش دیگری از تردد روزمره تهران را تشکیل می دهد. آیا این تعداد مراجعه همه و همه به یک نقطه از نظر مطالعاتی و برنامه ریزی کار درستی است؟ زلزله اخیر تهران که موجب وحشت پایتخت نشینان شد خطر پذیری این کلان شهر و عدم آمادگی آن را برای بحران ها نشان می دهد. در این میان ترافیک سنگین و آلودگی هوا و بحران پذیر بودن تهران دستمایه سیاسی برای احزاب و گروه ها شده است. یک دوره قالیباف از سوی دولت احمدی نژاد متهم به عدم مدیریت شهری در کنترل ترافیک و آلودگی هوای تهران بود و حالا نوبت به شهردار جدید رسیده است. تصور کنید برگزاری یک همایش بین المللی موجب تعطیلی چند روزه تهران می شود. چرا؟ یا اینکه حادثه پلاسکو اینطور همه دستگاه ها و مسئولان را تحت تاثیر قرار می دهد. یا اگر زلزله ای رخ دهد آمادگی تهران فقط برای پوشش امدادی ۶۰۰ هزار نفر است. آیا در حوادث بزرگ با تخریب بازار تهران به اقتصاد ملی ضربه وارد نمی شود؟ آیا با تخریب ساختمان چند وزارتخانه کار دولت مختل نمی شود؟ بهتر نیست دولتمردان یک یادگاری خوب از خود به جا بگذارند؟ شاید بگوئید مگر موضوع انتقال پایتخت جدی بوده یا هست؟
انتقال پایتخت آغاز شد!
مرتضی تمدن استاندار تهران در پاسخ به اینکه از سوی دولت سه راهکار انتقال پایتخت اداری، دورکاری و انتقال کارکنان دولت برای کاهش ترافیک تهران اعلام شده اما هر سه موضوع به کندی پیش می رود گفت: در موضوع انتقال پایتخت اداری باید بگویم که همچنان گزینه مطرح در دولت است. ولی اینکه می گوئید چرا این موضوع عملیاتی نمی شود باید بگویم که مکان یابی انجام شده و امروز ۴۰۰ هکتار زمین در پرند برای انتقال و ایجاد پایتخت اداری دیده شده است. این اقدام برای این بوده که باید ساختمان وزارتخانه ها منتقل شود. استانداری هم مطالعه کرده و هم جانمایی ساختمانهای وزارتخانه را تعیین کرده ایم و به وزارتخانه هم منتقل کرده ایم. این موضوعی فانتزی و خیالی نیست. امروز هر وزاتخانه ای در ۸ نقطه تهران ساختمان دارد.
تمدن در پاسخ به اینکه آیا شما اعلام می کنید که وزارتخانه از امروز می توانند ساختمان خود را در پرند بنا کنند گفت: بله قطعا همین است. مثلا وزارت نفت برود زمین را ببیند و جانمایی کند. امروز پرند به مترو، فرودگاه و بزرگراه ها دسترسی دارد. در ضمن تمامی ساختمان وزارتخانه تجمیع می شود. هر چند برخی آقایان می گویند این موجب می شود کارمندان بروند و برگردند. خب بروند و برگردند ما هم مترو داریم و هم اتوبوس مشکلی نیست. سبک سازی به آن جهت است که وقتی فرد یا گروهی برای جلسات یا کارهای اداری از تهران و سایر استانها به وزارتخانه ها مراجعه می کنند دیگر سرازیر به تهران نمی شوند و مستقیم به پرند می روند. این بخشی از اظهارات مرتضی تمدن استاندار تهران در دولت دهم است که با او در سال ۱۳۹۱ داشتم. آن روزها موضوع انتقال پایتخت برای سبک سازی تهران داغ بود و این مهم موجب می شد تا مدیریت شهری بتواند به درستی تهران را برای بحران ها آماده کند. چند ماه بعد دولت تغییر کرد و حسن روحانی بعنوان رئیس جمهور وارد پاستور شد و تمدن جای خود را به سید حسن هاشمی داد. چندماهی از مسئولیت استانداری هاشمی نمی گذشت که دوباره این موضوع را این بار با استاندار جدید تهران در دولت یازدهم مطرح کردم. حسین هاشمی درباره طرح انتقال پایتخت، گفت: با توجه به وجود هشت و نیم میلیون جمعیت ثابت پایتخت، با فرض اجرای طرح و انتقال یک میلیون نفر باز هم مشکل هفت و نیم میلیون جمعیت باقی مانده چگونه باید حل و فصل شود؟ آیا با انتقال پایتخت مشکل تهران که پایتخت سیاسی و اقتصادی کشور است، حل شدنی است؟ قطعا حل نخواهد شد.
او گفت: مطالعه طرح انتقال پایتخت هیچ اشکالی ندارد اما با توجه به اینکه پروژه زمانبری است، نیاز به کار کارشناسی و مطالعه همه جانبه و دقیق دارد. معتقدم باید این طرح به طور دقیق کارشناسی شود و بررسی آن اقدام درستی است که دولت هم از آن حمایت میکند. رییسجمهور هم بر این مساله تاکید کردهاند اما با توجه به زمانبر بودن آن به نظر میرسد در کوتاه مدت اجرای این طرح امکانپذیر نیست. استاندار وقت تهران به ساماندهی پایتخت اشاره کرد و گفت: همه باید دست به دست هم بدهیم و با همکاری همه دستگاهها از جمله دولت، استانداری و شورای شهر و شهرداری بحث ساماندهی پایتخت در دستور کار قرار گیرد. در این مورد مباحث مهمی چون آلودگی هوا، فضای سبز استان، ترافیک، پسابهایی که به جنوب تهران میرود، نظارت بر آبیاری صیفیجات با استفاده از آب سالم و کمربندی تهران بسیار حائز اهمیت بوده و از مهمترین برنامههایی است که باید در ساماندهی تهران مورد توجه قرار بگیرد.
نمی دانم مصوبه مجمع به کجا رسید
پس از اظهارات دو استاندار در دولت نوبت به دولت دوازدهم رسید. موضوع انتقال پایتخت را با مقیمی استاندار تهران مطرح کردم و پاسخ داد: این موضوع چیزی نیست که استاندار تهران بخواهد در موردش اظهار نظر یا وارد شود.مجمع تشخیص مصلحت بحث هایی را دنبال کرد و مصوباتی هم داشتند اما نتیجه را نمی دانم و من تابع سیاست های کشور هستم. به گزارش صدای اصلاحات شاید برای شهروندان تهرانی و ایرانی به ویژه مسئولان جالب باشد که در سال ۱۳۹۴ شورای نگهبان طرحی را تصویب کرد که مطابق آن دولت موظف است تا طرح انتقال پایتخت سیاسی از تهران را مورد بررسی قرار دهد. در همان سال رئیس وقت کمیسیون شوراهای مجلس در رابطه با انتقال پایتخت با بیان اینکه دولت ۲ سال مهلت دارد تا طرح امکانسنجی انتقال «پایتخت سیاسی ــ اداری» را اجرایی کند گفت: ساماندهی و تمرکززدایی قید شده در این طرح از زمان ابلاغ طرح آغاز میشود.
انتقال تهران چقدر هزینه دارد؟
اما انتقال ابر شهر ایران چقدر هزینه دارد؟ یکی از پر بحث ترین حوزه های این طرح، موضوع هزینه های آن است. در این مورد برآوردهای مختلفی برای انتقال فقط یک برآورد ۳۰ هزار میلیارد تومانی در دهه ۷۰ اعلام شده است. البته گفته می شود انتقال پایتخت ۲۵ سال زمان نیاز دارد. همین عدد را پیروز حناچی، معاون وقت وزیر راه و مسکن ۷۸ هزار میلیارد عنوان کرده است. جالب اینکه حسینعلی امیری سخنگوی وقت وزارت کشور در ابتدای کار دولت یازدهم هزینه انتقال پایتخت را ۱۰۰ هزار میلیارد تومان برآورد کرد.
واکنش وزیر کشور
رحمانی فضلی وزیر کشور در مورد این طرح واکنش نشان داد و گفت: وقتی انتقال پایتخت در قالب طرح مطرح میشود، ابعاد مالی این موضوع مفقود است و مجلس نمیتواند درباره عواقب مالی آن به صورت کلی نظر دهد و دولت نیز در این باره دچار مشکلاتی است و برآورد مالی برای این طرح صورت گرفته است که در زمان مشخص آن را بیان خواهیم کرد. اما لازم به ذکر است که بدانید تجربه های صورت گرفته در جهان نشان می دهد که با وجود موفقیت این طرح در برخی کشورها، حتی موفق ترین آنها هیچگاه نتوانسته به پایتخت جدید متکی باشد. به طور مثال کوالالامپور همچنان به عنوان پایتخت سیاسی و مرکز کشور مالزی شناخته می شود. اما ایده تاسیس پایتخت اداری جدید بهعنوان جایگزین کوالالامپور، در اواخر سال ۱۹۸۰ و در زمان حاکمیت ماهاتیر محمد شکل گرفت و شهر پوتراجایا در ۱۹ اکتبر ۱۹۹۵ به عنوان پایتخت اداری مالزی معرفی شد.
سوال مهم اینکه کدام شهرها ممکن است بعنوان جایگزین تهران معرفی شوند؟که نام خمین- سمنان- اصفهان و حتی همدان هم مطرح بود اما این اشتباه بزرگ برخی مدیران است. سیاسیون و مدیرانی که زیاد در جریان این طرح نیستند تصور می کنند که قرار است کلا پایتخت ایران تغییر کند در حالی که هدف تنها انتقال پایتخت سیاسی و اداری کشور است.
اما با این همت نصفه نیمه مسئولان برخی کارشناسان شهری معتقدند که شاید حکم حکومتی از سوی مقام معظم رهبری نیاز است تا دولتی ها آستین ها را برای نجات تهران بالا بزنند. تهرانی که دارد تهرانی ها را می بلعد.










