مادر آتنا: خدا دخترم را بعد از ۶ سال به ما داد؛ قاتل را نمی بخشم

به گزارش پایگاه خبری جامعه خبر، پریناز بدخشان، مادر آتنا اصلانی درباره روز حادثه و قتل دخترش جزئیاتی را به شرح زیر مطرح کرد:
*ساعت ۱۱ صبح بود که آتنا برای کمک به پدرش از خانه خارج شد و بعد از آن من دیگر خبری از آتنا نداشتم تا اینکه ساعت نزدیک چهار بعد از ظهر بود که پدر آتنا به خانه بازگشت و متوجه شدیم آتنا گم شده است.
*زمانی که آتنا کنار پدرش مشغول کار بود قاتل نزد آنها میآید و یک شیشه ترشی را به پدر آتنا میدهد. تا آن روز قاتل با پدر آتنا هیچگونه ارتباط کلامی نداشت اما آن روز حادثه قاتل با پدر آتنا ابراز صمیمیت بیشتری میکند.
*زمانی که قاتل شیشه ترشی را به پدر آتنا میدهد آتنا به پدرش میگوید که آن را از مرد همسایه(قاتل) نگیرد اما پدرش بدون توجه به حرف آتنا شیشه ترشی را میگیرد و داخل ماشین میگذارد.
*روز حادثه آتنا همراه با پسر داییاش مشغول کمک به پدرش بودند که آتنا چندین بار برای خرید اسباببازی به مغازه اسباببازی فروشی که کنار بساط پدرش بود مراجعه کرد که قاتل از همین فرصت برای دزدیدن آتنا استفاده کرده بود. گویا متاسفانه قاتل به بهانه دادن شیشه ترشی دیگری، آتنا را به داخل مغازه برده و پس از خفه کردنش، او را به قتل رسانده است.
*پس از آنکه پدر آتنا به منزل بازگشت و متوجه گم شدن فرزندمان شدیم به همه جا از جمله اورژانس، پلیس و خیابانها سر زدیم اما خبری از آتنا نبود. روزهای اول امید داشتیم که آتنا را پس از چند روز پیدا کنیم اما هر چه زمان میرفت ناامیدی ما بیشتر میشد.
*بیخبری ما از آتنا بیش از ۲۲ روز طول کشید تا اینکه وقتی یک روز برای پیگیری پرونده به دادسرا مراجعه کردیم در راه بازگشت به منزل متوجه شدم که در شهر هیاهویی به پا شده و همه درباره پیدا شدن جسد آتنا در مغازه رنگرزی که در همسایگی بساط پدرش بود صحبت میکردند اول باور نکردم اما هر چه به محل حادثه نزدیک میشدم و هیاهوی مردم را میدیدم یقین میکردم که جسد آتنا در مغازه رنگرز باشد.
* وقتی رسیدم جسد آتنا را به بیمارستان منتقل کرده بودند و هرچه التماس کردم اجازه ندادند که من آتنا را ببینم حتی در روز دفن نیز هر چه خواستم که پتو را کنار بزنم تا روی دخترم را ببینم، این اجازه را به من ندادند اما من دخترم را بو کردم و هنوز بوی آتنا در مشامم هست و باور نمیکنم که دختر کوچکم که پس از ۶ سال نذر و نیاز و سفر به کربلا خدا او را به من بخشیده ما را ترک کرده باشد.
*قاتل را نمی بخشم و میخواهم همانطور که او فرزند کوچک مرا کشته، از دنیا برود. میخواهم بند بند انگشت قاتل (رنگرز) را که جلوی دهان آتنا بود و باعث خفگی او شد قطع کنند و میخواهم با اسید تمام صورتش را بسوزانند و بعد از دنیا برود، دلم میخواهد مانند آتنای من عذاب بکشد.
خبر روز را با جامعه خبر دنبال کنید./










