ماجرای آدمربایی در پایتخت!
به گزارش پایگاه خبری جامعه خبر، چند روز قبل زن و مرد جوانی سراسیمه به اداره پلیسی در یکی از شهرهای شمالی کشور رفتند و از چند مرد ناشناس به اتهام آدمربایی و ضرب و جرح شکایت کردند.
مرد جوان در توضیح ماجرا گفت:
* یک روز قبل، همراه همسرم با خودروام داخل یکی از خیابانهای شمالی تهران در حال دور زدن بودیم که ناگهان خودروی دیگری راه ما را سد کرد.
* مردان خشن ما را داخل خودرو کتک زدند و تهدید کردند حرفی نزنیم. آنها ساعتی بعد ما را به باغی در حوالی تهران بردند و به شدت شکنجه دادند. آنقدر ما را کتک زدند که دست همسرم شکست.
* ساعتی بعد، مردان خشن ما را سوار خودروی دیگری کردند و به ویلای جنگلی در شمال کشور آوردند.
* آنها دوباره من و همسرم را در ویلایی جنگلی کتک زدند تا اینکه مرد جوانی به نام شاهرخ وارد ویلا شد. من او را میشناختم.
* شاهرخ از بستگان یکی از دوستانم به نام فرامرز بود. فرامرز از دوستان قدیمی من بود و ما با هم ارتباط خوبی داشتیم تا اینکه چند سال قبل پولی به او قرض دادم. هر وقت پولم را درخواست میکردم، او امروز و فردا میکرد و بهانهای میآورد تا اینکه روزی با من قرار گذاشت تا پولم را پس دهد. وقتی برای گرفتن به سراغش رفتم، نهتنها پولم را پس نداد، بلکه به شدت مرا کتک زد و تهدید کرد چنانچه شکایت کنم، این بار مرا میکشد.
* من تهدیدهای او را جدی نگرفتم و در دادسرا شکایت کردم و از این طریق پیگیر طلبم بودم تا اینکه روز قبل مردانی ناشناس مرا ربودند. وقتی شاهرخ به ویلا آمد، تازه فهمیدم که مردان ناشناس را فرامرز اجیر کردهاست تا از شکایتم صرفنظر کنم.
* آنها خیلی خستهبودند و یک نفر از آنها نگهبانی داد، اما دقایقی بعد نگهبان هم خوابش برد و ما از فرصت استفاده کردیم و طناب دست و پایمان را باز و در تاریکی شب از ویلای جنگلی فرار کردیم. در میانه راه به ایستگاه آتشنشانی رسیدیم و از آنها درخواست کمک کردیم و آتشنشانها هم ما را به اداره پلیس رساندند.
* پس از طرح این شکایت، مأموران بلافاصله راهی ویلای جنگلی شدند، اما متوجه شدند مظنون این حادثه فرار کردهاست.
باشگاه خبرنگاران
