زندگی «هانیه»، «نیوشا» و «نیایش»؛ خداحافظی با حقوق شهروندی!

پایگاه خبری جامعه خبر/ سید هادی کسایی زاده: « سلام … بابام اومده؟ …» جمله ای که «هانیه» وقتی درب خانه را باز کرد به من گفت …
۴۰ متری … یعنی یک اتاق کوچک، یک آشپزخانه و یک حال ساده …
دیوارها کمی سیاه شده و یخچال ایرانی قدیمی ویز ویز صدا می کند. «هانیه» ۲ ساله، «نیوشا» ۵ ساله و «نیایش» ۶ سال دارند. سه خواهر زیبا و دوست داشتنی که ۶ ماه است پدر را ندیده اند. کمی خجالتی و روی تخت چوبی قدیمی با دختر همسایه عروسک بازی می کنند.
مادر بچه ها ۲۸ ساله دارد و می گوید: همسر ۳۱ ساله ام در زندان قزل حصار محبوس است. برادرم معتاد بود و متاسفانه مواد مخدر را در خودروی همسرم می گذارد و همین برای ما درد سر می شود. زندگی خوبی داشتیم … همسرم سرآشپز بود. نان بود، آب بود، بابا بود، خوشی بود، عزت و احترام بود … و شیرینی بچه هایمان …
تا اینکه قاضی عباسی در دادگاه انقلاب تهران با توجه به اسناد و مدارک پرونده را مورد بررسی قرار می دهد. فعلا هم بابای خانه حبس است. پولی برای وکیل نداشتم و گفتند تسخیری اما وکیلمان را ندیدم … اصلا داشتیم یا نداشتیم؟!
مادر هانیه و نیوشا و نیایش از روزهایی گفت که مجبور شد تلویزیون و یخچال خانه را حراج کند. از روزهایی گفت که خادم مسجد برای آنها غذا می آورد و همسایه ها به او کمک می کنند.
از پدر همسرش که ناشنواست و نمی تواند کمک کند و از برادرش که می گویند در کمپ است. آخ اگر این برادر به قاضی بگوید کار او بوده بابای بچه ها آزاد می شود.
گفتم: خورد و خوراک؟ گفت: یارانه بعلاوه کمک مسجد و نذری ها و …( سرش را پایین انداخت)
گفتم: کمیته امداد؟ گفت: می گویند چون هنوز حکم قطعی نشده کمک نمی کنیم! ( قابل توجه آقای فتاح رئیس کمیته امداد)
گفتم: اجاره خانه؟ گفت: ۱۵ میلیون ماهی ۵۵۰ هزار تومان … به زودی هم باید تخلیه کنیم.
گفتم: مهد کودک …مدرسه؟ گفت: نمی توانم …توانش را ندارم.
گفتم: خودتان؟ گفت: هر قرص ۴۸ هزار تومان… استرس دارم… همین

باز هم به انجمن حمایت زندانیان مرکز که چند ماهی است این خانواده را تحت پوشش قرارداده اما فقط ماهانه ۱۵۰ هزارتومان … که پس از مدتی همین مستمری هم قطع می شود.
این داستان که در مرکز پایتخت ایران رخ داده جایی برای احقاق حقوق شهروندی نیست. حقوق زن و خانواده هم ندیدم. انگار رئیس جمهور نه دستیار ویژه حقوق شهروندی دارد و نه معاون در امور زنان … همه مشغول بازی سیاسی هستند. حقوق فقط در کتاب هاست. کمیته امداد فقط در شوی تلویزیونی و مراسم های افطاری است. پیشگیری از آسیب های اجتماعی فقط در خبرهاست. این داستان هر روز ادامه دارد و من بعنوان یک خبرنگار هر روز می بینم … شرمنده می شوم … بغض می کنم …
اگر بعنوان یک خبرنگار امیدم بعد از خدا به دولت ها باشد کار را باخته ام و قولی که به خانواده زندانی می دهم روی هواست. فقط می توانم از خیرین و مردم ایران درخواست کنم داستان ها را بخوانید مستحق بودند کمک کنید. شماره حساب مادر بچه ها و انجمن حمایت در دسترس پایگاه خبری جامعه خبر است. تماس بگیرید. ۸۸۳۰۳۵۶۹
*گزارش تصویری این خانواده زندانی را اینجا ببینید
اخبار روز را با جامعه خبر بخوانید./






