مهمترین چالش پیش روی تهران/ مردم با شهر فروشی مخالفند

به گزارش پایگاه خبری جامعه خبر، محمد علی نجفی در چهارمین سال برگزاری روز جهانی شهرها که با حضور سفرا و روسای نمایندگی های دیپلماتیک مستقر در تهران برگزار شد، گفت:
* شواهد علمی نشان می دهند که جهان پر شتاب به سوی شهری شدن گام بر می دارد.اکنون بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند و این در حالی است که در ۳۰ سال آینده بیش از دو و نیم میلیارد نفر به این جمعیت اضافه شود.
* بسیاری از رویدادهای جهان چهره ای شهری دارد. این رویدادها برخاسته از خصوصیات زندگی شهری اند و در مقیاسی گسترده زندگی انسان را دگرگون ساختند. شهرهای امروز ما بیش از پیش شهرهایی جهانی بوده و ساکنان آن بیش از پیش به دیگر انسان های روی کره زمین پیوند خورده اند. از کالاهایی که در شهرها تولید و مصرف می شود تا سنت ها و فرهنگ ها همه را در بر می گیرد. انسان ها با هم پیوند پیدا کرده اند و حتی بر هویت متمایز خود پا می فشارند. دروازه های واقعی و مجازی شهری خود را به فرهنگ های انسانی دیگر گشوده نگه می دارند.
* مشکلات شهرهای امروز تنها به قلمروهای مرزی آنها محدود نمی ماند. جمعیت هایی که در پی جنگ و تضادهای قومی نابرابری های اجتماعی و اقتصادی به کشوری دیگر منتقل می شوند، مقیاسی جهانی دارند. شهری شدن و جهانی شدن دو فرایندی است که سیمای جهان کنونی را دگرگون ساخته است. مهاجرت، رشد، حاشیه نشینی، نابرابری های اجتماعی، تروریسم و حتی رشد خشونت های شهری دیگر محدود به شهرها نیست، بلکه خصوصیت مشترکی است که در شهرهای جهان دیده می شود.
* شهر در کشورهای در حال توسعه مشکلات ویژه ای با جوامع پیشرفته دارد. این وضعیت عموما ناشی از رشد نامتوازن سرعت بالای شهرنشینی و فرصت اندک برای تامین زیرساخت هاست. شهر ما نیز بر کنار از این تغییرات نیست. روندهایی که در طول چند دهه جامعه ایران را دستخوش تغییرات ساخته است، وجوه مختلف زندگی ما را از بعد فردی تا ساختارهای جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بر گرفته است.
* جامعه ایران طی ۴ دهه از جامعه ای با جمعیت روستایی به جامعه ای با جمعیت شهری تبدیل شده است، تهران مهم ترین شهر و کانون تپنده این تغییرات است، چراکه فرهنگ های گوناگون و اصیل جامعه ایرانی برای رسیدن به فصل مشترکی از مفهوم ملیت، در این شهر سکونت دارند. از همه دعوت می کنم، مدیران شهری را برای شناخت بهتر شهر تهران و ساختن شهری زیست پذیرتر یاری کنند.
* نابرابری اجتماعی مهم ترین چالشی است که پیش روی شهر تهران قرار دارد. نابرابری اجتماعی اثری گسیخته ساز دارد چراکه انسجام اجتماعی را تهدید می کند. جلوه های این نابرابری را می توان در سطوح مخالف مشاهده کرد. یکی از اصلی ترین جلوه ها جمعیت ساکن در بافت های نابسامان و سکونت گاه های غیررسمی است. این سکونت گاه ها در حاشیه نظام های اقتصادی و اجتماعی قرار دارند که با ساز و کارهای مختلف طرد و از فرصت زندگی کنار گذاشته می شوند. به خدمات شهری دسترسی محدودی دارند و در نهایت می توان گفت که نیازهای آنان برآورده نمی شود.
* تمرکز نابرابری شهری در فضاهای شهری و آسیب های اجتماعی زندگی بخشی از جمعیت شهر تهران را تهدید می کند، از دید مردم فاصله طبقاتی بین فقرا و ثروتمندان در حال افزایش است و این می تواند بر کاهش حس تعلق اجتماعی موثر باشد. در این فرایند زنان و کودکان و سالمندان بیش از گروه های دیگر در معرض آسیب قرار دارند. وظیفه مدیران شهری و متخصصان برنامه ریزی شهری است که در هر اقدام به موضوع نابرابری حساس باشند. این موضوع با آموزه های دینی ما مخالف است و انسجام اجتماعی ما را نیز تهدید می کند.
* دومین چالش تهران را خطراتی دانست که زندگی ساکنان را تهدید می کند، آلودگی هوا به صورت تدریجی سلامت جسمی و روانی ساکنان را کاهش می دهد. در کنار آن خطرات طبیعی همانند زلزله و حوادثی همچون آتش سوزی جان ساکنان را مورد تهدید قرار داده است. به همین منظور برای اداره پایتخت موضوع مهم مشارکت مردمی را محور برنامه ها و تلاش ها قرار دادیم.
* ساکنان شهر تهران باید در تامین هزینه ها مشارکت داشته باشند، این موضوع مستلزم آن است که سازمان مدیریت شهری کارآمد و پاسخگو باشد و در عین حال نیز بهره وری افزایش پیدا کند. مهم تر از همه این است که با جدیت و قاطعیت با فساد شهری مقابله کرده و شفافیت محقق شود. مقابله با فساد تنها در اداره مدیران شهری نیست، بلکه اراده فراگیر می خواهد و مشارکت همگان را می طلبد.
* کسانی که منافع بیشتری از شهر می برند، باید سهم بیشتری در تامین هزینه ها داشته باشند. این گرایش و خواست عمومی در توافق بین گروه های مختلف وجود دارد. نظرسنجی ها نشان می دهد، اکثریت مردم با شهرفروشی مخالف هستند اما گروه های برخوردارتر حاضرند، سهم بیشتری داشته باشند. این فرصتی پیش روی مدیریت شهری است و امیدوارم از این فرصت برای سامان دادن به منابع مالی استفاده کرد و این در حالیست که مشارکت تنها در تامین منابع مالی خلاصه نمی شود.
* مردم در برابر سازمان های بزرگی مثل شهرداری که قدرت و منابع زیادی دارد و قادر است در امور مختلف زندگی آنان تصمیم گیری کند، نباید احساس ضعف کنند. وقتی درباره پروژه ای که در محله آنها اجرا می شود و رفت و آمد را مختل می کند، نقشی ندارند چگونه می توان انتظار داریم در امور محله مشارکت کنند.
* شهرداری نقش مهمی در حیات شهری دارد، اما باید مجالی فراهم کنیم تا سازمان های داوطلب و نهادهای مردمی در سرنوشت شهر نقش داشته باشند. حل مشلات از توان یک سازمان خارج است. همانند کارتن خوابی، اعتیاد، فقر، آلودگی ها، ترافیک و … نیازمند مشارکت گسترده عموم شهروندان در حیات شهری است.
* آمادگی و تمایل مردم برای مشارکت فراهم است. وجدان جمعی شهر به سرنوشت شهر حساس شده و این یک فرصت مهم است که باید از آن استفاده کنیم. امروز به شهر خودآگاه شده ایم و به تدریج به بیماری هایش آگاه تر می شویم. در عین حال نیز به شهر خود علاقه مند تر شده ایم. حس تعلق به شهر، توجه به تاریخ شهر و نگرانی به سرنوشت شهر در آگاهی جامعه پر رنگ تر شده است. این حسی است که شهر را به پیش می برد.
* شهر تهران ایرانی کوچک است، چراکه همه گروه ها و فرهنگ های متنوع در تهران حضور دارند. تنوع فرهنگی نه تنها تپندگی و شور زندگی را بر می انگیزد بلکه عامل اقتصادی است که برای شهر فرصت های مختلفی ایجاد می کند. شهر تهران بیشترین و ماهرترین نیروهای تحصیل کرده را در خود جای داده است. بسیاری از این موارد امید به بهتر شدن تهران را نوید می دهد. امیدوارانه چشم به آینده تهرانی دوخته ایم که در آن فرصت های زندگی عادلانه تر، محیط آن ایمن تر و فضای اجتماعی آن اخلاقی تر است.
مهر











