کاندیداهای ریاست جمهوری بخوانند؛ روایت زندگی «تنهایی لیلا»

پایگاه خبری جامعه خبر/ سید هادی کسایی زاده: روزی که دختر همسایه دل به دل پسرک پرسکار محل داد فکر نمی کرد که ۲۵ سال بعد محتاج چند هزارتومان یارانه و کمک هزینه ناچیز بهزیستی شود.
لیلا با همه مشکلاتش سعی کرد حداقل یک ساعتی که میهمان خانه اش بودیم گریه نکند. مردانه صحبت می کرد طوری که انگار اصلا نیاز نداشت. می گفت: همسرم چند سال قبل به دلیل یک تصادف با موتور سیکلت به ته دره پرتاب شد و فکر می کردیم مرده است اما به طرز معجزه آسایی پس از چند روز درد و بیهوشی زنده ماند و از آن روز به بعد اعصابش بهم ریخت تا جائیکه کارشناسان بهزیستی با صدور کارت قرمز او را تحت پوشش قراردادند.
آنقدر درد داشت که حتی پزشک تجوزی کرد بهتر است تریاک مصرف کند و این آغاز رجوع او به مواد مخدر بود. اما داستان زندگی من اعتیاد همسرم یا وضعیت روحی او نیست.
می گفت: سه پسر دارم … یکی دانشجوی رشته حسابداری، دومی کلاس دهم رشته مکانیک و آخری هم کلاس پنجم است. با هزار زحمت یک خودروی «آر دی» خریدیم تا خودم و پسرم رانندگی کرده و با سرویس مدرسه و مسافر کشی مخارج زندگی را تامین کنیم. همسرم هم با موتور به نوعی مسافر کشی می کرد که بیشتر درآمدش خرج خودش می شد. یک روز مادر بیمارم که از شهرستان به خانه ما آمده حالش بد شد و همسرم ماشین را برداشت تا او را به بیمارستان برساند که با یک پژو جی ال ایکس تصادف کرد. خسارت ۱۰ میلیون تومانی پژو تمام زندگی ما را بهم ریخت. همسرم پولی نداشت برای همین زندانی شد و ماشین خودمان هم که دیگر اوراق شده به پارکینگ ایران منتقل شد.

این تمام داستان تنهایی لیلا بود که برای خانم خواجه حسینی مددکار انجمن حمایت زندانیان مرکز تعریف کرد.
۶ میلیون پول پیش و ماهی ۲۰۰ هزار تومان … خانه لیلا یک اتاق ۱۰ متری و یک حیاط ۶ متری بود که حالا غیر از لیلا و ۳ پسرش مادر و خواهرش هم زندگی می کنند چون حال مادر خوب نیست.
۱۵۸ هزار تومان قبض آب، ۱.۵ میلیون تومان هزینه پارکینگ، ۱.۵ میلیون تومان هزینه تعمیر ماشین، چند میلیون تومان مخارج دانشگاه پسر بزرگ و هزینه عمل جراحی مادر … و درآمد یارانه، ۷۰ هزار تومان بهزیستی و چند کارت ۱۰۰ هزار تومانی از انجمن حمایت … همین
می گفت: اگر ماشین درست شود می توانم دوباره رانندگی کرده و هزینه ها را تامین کنم اما سایه پدر بالای سر خانواده باشد خیالمان راحت است.
ماجرای تنهایی لیلا عجیب نیست چرا که می توانم صدها خانواده دیگر را همانند لیلا در همین پایتخت نشان دهم که با این وضعیت زندگی می کنند. حالا کاندیداهای ریاست جمهوری بهتر است کلاهشان را کمی بالاتر بگذارند … اگر همه شما مدعی هستید برای کشور کار کردید و حالا مدعی هستید می توانید سکان کشور را به دست بگیرید بهتر است سری به این خانواده ها بزنید. آنها فقیر و دردمند و مسکین نیستند …. آنها شهروندانی هستند که با بی تدبیری دولت ها و بی عدالتی در ارائه خدمات اجتماعی چنین وضعیتی پیدا کرده اند. لیلا پول نمی خواهد بلکه ماشین اش را می خواهد دوباره کار کند … این یعنی غیرت یک ایرانی … آنچه که باید کاندیداهای ریاست جمهوری با تمام وجود درک کنند ( می کنند؟!)
ستاد دیه و خیرین می توانند برای آزادی این زندانی (چرائم غیرعمد) اقدام کنند.
* گزارش تصویری خانه « لیلا» ببینید
اخبار روز را با جامعه خبر بخوانید./






