وقتی دموکراسی در سایه منافع شخصی رنگ میبازد

جامعه خبر/ مرضیه محمدی/ هرچه به روز برگزاری انتخابات نزدیک تر میشویم بازار خبرها و تحلیلها داغ تر می شود، از اخبار اطلاع رسانی های انتخاباتی تا انتقاد و گاهی تخریب برخی کاندیدها و حتی مشاجره و جدال های کلامی میان هواداران. اما در این میان جای خالی تحلیل دو موضوع احساس می شود؛ یکی علت ماهوی ورود برخی برای تصدی پست ریاست جمهوری و دیگری شاخص های اصلی انتخاب کاندید مورد نظر از سوی رأی دهندگان است.
پذیرش ریاست بر قوه مجریه وظیفه ای است که به نظر علاوه بر داشتن شرایط منطبق بر قانون، نیازمند برخورداری از حداقل های تخصص مدیریت، سابقه کار اجرایی، کاریزما، دیسیپلین و انضباط شخصیتی است که هر کدام از رأی دهندگان یک و یا چند شاخص ذکر شده را برای انتخاب فرد اصلح از دیدگاه خود مدنظر قرار میدهند.
چرا چهره های شناخته شده به میدان رقابت انتخابات ریاست جمهوری وارد می شوند؟ و اساسا چه عاملی در صدر دلایل انتخاب رأی دهندگان قرار دارد؟
برای پاسخ به این دو پرسش از دو بعد روانشناسی و جامعه شناسی سیاسی می توان وارد شد؛
یک نظریه در روانشناسی است به نام نظریه «پنج من» و بر این اصل دلالت دارد که هر فرد دارای چهار «من» در خود است. نخست همان واقعیت فرد است که در اجتماع ظاهر می شود. دوم تصوری است که هرکس از خود دارد، سوم تصور دیگران نسبت به فرد، چهارم تصوری که فرد از تصور دیگران درباره خود دارد و پنجم تصوری است که دیگران از تصور فرد از خودش دارند.
شاید بتوان در کنار همه دلایل ورود یک فرد برای پذیرش مسئولیت سنگین ریاست جمهوری، من سوم یعنی تصور دیگران نسبت به خود را در نامزدهای ریاست جمهوری پر رنگ دید. شرایطی که بسیاری از کاندیداها در زمان تبلیغات انتخاباتی خود به آن اذعان دارند و با این جملات که «احساس تکلیف کردیم» و یا «در پی درخواست مردم وارد صحنه شدیم»، مواجه می شویم.
اما از بعد جامعه شناسی سیاسی می توان به نظریه ماکس وبر و تحلیل او از «اتوریته» یا اقتدار مشروع اشاره کرد. شرایطی که فرد با خواست مردم و تقویت قدرت کاریزما وارد صحنه می شود .
پاسخ به سوال دوم که به دلیل انتخاب یک فرد از سوی مردم اشاره دارد ابعاد وسیعی را شامل می شود که بسته به شاخص های قومی، اعتقادی، وابستگی های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی متفاوت است. اما به نظر می رسد جای منافع شخصی و طبقاتی کمی در تحلیل ها کمرنگ شده و بیشتربه عوامل بیرونی در شاخص های انتخاب رییس جمهور از سوی مردم اشاره می شود.
از نگاه یک شهروند با سطح زندگی متوسط وحتی ضعیف که سواد و دانش اندکی از سیاست و تحلیل های آکادمیک دارد، کسی می تواند در صدر مدیریت اجرایی جامعه موفق عمل کند که زمینه دسترسی به حداقل های زندگی به بهترین شکل و قابل احیاء را برای مردم فراهم کند؛ از شغل و درآمد پایدار گرفته تا ثبات قیمت اقلام ضروری و امنیت اجتماعی .
چنین فردی هر چهارسال یکبار نگاهی به شرایط زندگی خود انداخته گاهی با تحلیل مقایسه ای و گاهی هم مختص یک مقطع زمانی روند زندگی خود را بررسی می کند و به فرد مورد نظر خود که قادر است حداقل های او را تامین کند رأی می دهد فارغ از جدال و هر نوع تحلیل سیاسی و اجتماعی.
موضوع منافع شخصی برای طبقه تحصیلکرده و پردرآمد هم قابل انطباق است به طوریکه اکثر این افراد با اطلاعاتی که به دست می آورند علاوه بر ضرورت تامین شاخص هایی که برای افراد متوسط جامعه نیز ضروری است، پیشرفت اقتصادی و موقعیت اجتماعی را نیز مدنظر قرار داده و به فردی رای می دهند که مانعی بر سر راه تحقق خواسته هایشان ایجاد نکند و البته بستر بهبود شرایط را نیز فراهم کند.
بر این اساس دو شاخص میل به ریاست مشروع و مردمی برای کاندیداها و تامین منافع فردی برای رأی دهندگان می تواند عوامل موثری برای حضور هر دو گروه در انتخابات باشد.
اخبار روز را با جامعه دنبال کنید. /










