مردم خواستند من عضو شورای شهر شوم/ هم چپ هستم، هم راست!

پایگاه خبری جامعه خبر/ الهه خانی/ جدیدی از سال ۷۸ وارد دانشگاه آزاد میشود و با وقفهای چند ساله از سال ۸۴ مجددا تحصیل در دانشگاه را از سر میگیرد. البته دلش از روزگار قهرمانی چندان هم خوش نیست. شاید هم آنقدر ناخوش که تصمیم میگیرد برای ادامه تحصیل بهجای تربیت بدنی، رشته حقوق را انتخاب کند و حتی بهجای رفتن به فدراسیون کشتی یا حتی مربیگری به شورای شهر بیاید.
عباس جدیدی که این روزها تصاویر و نکته های طنزی برای او ساخته شده و دست به دست می شود می گوید: من روزی کشتیگیر بودم و این رشته جزو علاقهمندیهایم است. دنیای ورزشی متفاوت است و دور از سیاسیبازی؛ البته من دنیای مدیریت شهری را سیاسی نمیبینم چون ما حق نداریم سیاست را وارد مسائل شهری کنیم. بحث سیاستورزی با سیاستبازی متفاوت است. در ورزش هم اگر سیاستورز نباشی، امکان ندارد به قهرمانی جهان برسی.
عباس جدیدی ورزشکار در مورد انتخاب رشته حقوق می گوید: من از مقطع لیسانس رشته حقوق را انتخاب کردم و در مقطع فوقلیسانس گرایش جزا و جرمشناسی را ادامه دادم. من این رشته را بسیار دوست داشتم زیرا احساس میکردم در ورزش آن چیزی را که باید بدانم چه تئوری و چه عملی میدانم. البته دانستن انتها ندارد. در ورزش آنقدری که بتوانم در باشگاهام به بچهها درس دهم، میدانستم. یکی دیگر از دلایلی که حقوق را انتخاب کردم، این بود که حقم را در ورزش زیاد خوردند. به خاطر همین تصمیم گرفتم وارد رشته حقوق شوم تا بیاموزم چگونه میتوانم حقم را بگیرم.
البته در کنار حاشیه های عباس جدیدی انتشار یکی از کتاب هایش که در مورد آموزش نماز بود هم سوال شد که در پاسخ گفت: باید کتاب مرا بخوانید، البته قبول دارم قطعا اشتباهاتی هم دارم، اما قصد من این بود که در آن کتاب سبک زندگی و نماز را که ستون زندگی ماست، به جوانان یادآوری کنم. جوانان اگر از خدا دور شوند آسیبهای اجتماعی بر آنها غلبه میکند و مهمترین سپر دفاعی در مقابل آسیبهای اجتماعی ارتباط با خدا و نماز است.
* چرا در حوزه شهری کتاب ننوشتید؟ اصلا مدیریت شهری یعنی سبک زندگی. ما سبک زندگی را گم کردهایم.
* خودتان چقدر اهل کتاب هستید؟ من ۱۰۰۰ جلد کتاب دارم.
* آخرین کتابی که خواندید؟ نشان از بینشانها نوشته حسنعلی نخودکی.
چه شد که اصلا تصمیم گرفتید وارد شورای شهر شوید؟ قبل از اینکه وارد شورای شهر شوم مقابل باشگاهم روزانه ۲۰ مراجعهکننده داشتم. یک نفر برای دخترش جهیزیه میخواست، دیگری توانایی تامین هزینههای درمانیاش را نداشت و برای تمام این موضوعات در خانه پهلوانها را میزنند. به برخی از آنها میگفتم سری هم به کمیته امداد بزنید، اما آنها نمیرفتند فریاد میزدند که ما نمیرویم، به ما گفتهاند که در خانه پهلوان اینجاست و من میدیدم راست میگویند و آنها به امیدی آمدهاند و در خانه پهلوان را میزنند. مدیریت شهری هم جدای از این موضوع نیست و باید به درد مردم رسیدگی شود. قبل از اینکه وارد شورای شهر شوم، از کارهای مردمی جدا نبودم و به اندازه دو نماینده مجلس مراجعهکننده داشتم.
*چه نیازی بود عضو شورای شهر شوید؟ با خود فکر کردم چه بخواهم و چه نخواهم مردم برای رفع مشکلهایشان به من مراجعه میکنند؛ همین حالا هم در شورای شهر هر شهروندی که وارد میشود سراغ مرا میگیرد، زیرا میداند در خانهام باز است. از طرفی تخصص ورزشی و از طرف دیگر تحصیلات مرتبط با شورای شهر داشتم، البته هیچ زمانی ادعا ندارم که حقوقدانم و خودم را یکی از کوچکترین شاگردان مکتب بزرگ حقوقی ایران میدانم، اساتید حقوقی در این مملکت وجود دارند که من جرات نمیکنم مقابل آنها چهارزانو بنشینم. به همین دلیل تصمیم گرفتم تا برای زنده کردن حق و حقوق مردم و با داشتن تمامی فاکتورهای لازم از جمله انگیزه، وارد شورای شهر شوم. اما نکته مهم این است که من به تنهایی وارد شورای شهر نشدم و این خواسته مردم بود که من را به شورا کشاند. مردم به دنبال کسانی هستند که به وعدههایشان عمل میکنند، نه اینکه رای را از مردم بگیرند و بعد خود را از آنها پنهان کنند.
* عباس جدیدی گرایش سیاسی خاصی ندارد؟ همه میدانند که من به عنوان یک عضو مستقل وارد شورای شهر شدم و جزو هیچ لیست اصلی نبودم و کسی نمیتواند مدعی شود که عباس جدیدی با لیست ما آمده است. من هم اصلاحطلبان را دوست دارم و هم اصولگرایان را زیرا من یک قهرمان ملی هستم و نمیدانم چرا عدهای تلاش میکنند بیجهت ما را وارد این بازیها کنند. ما را هم اصلاحطلبها دعا و تشویق کردند و هم اصولگراها. قهرمانان ملی متعلق به یک طیف خاص نیستند. تنها خواهش من این است که ما را بین چرخدندههای سیاسیشان له نکنند. من در دوره چهارم برای انتخاب ریاست شورا یکبار به آقای چمران و یکبار هم به آقای مسجدجامعی رای دادم.
* چرا نظرتان را عوض کردید؟ چون دوست داشتم عملکرد دو طرف را ببینم. ما تنها علاقهمندیم تا به مردم خدمت کنیم و کارکردمان را با ارائه گزارش عملکرد خود نشان میدهیم. همه اعضای شورا باید گزارش عملکردشان را هم به صورت کتبا ارائه دهند و آن را حتی در صحن شورای شهر هم قرائت کنند تا مردم بدانند نمایندهشان در این چهار سال چه اقدامی انجام داده است.
*درباره عملکردتان بیشتر توضیح میدهید؟ گزارش عملکرد من چند هزار صفحه است. نام بردن از تمامی کارهایم زمان زیادی میخواهد.
*یک روز کاری عباس جدیدی چگونه میگذرد؟ در طول هفته مشغول به کار هستم و کارم تنها در شورا به روزهای یکشنبه و سهشنبه محدود نمیشود. معاون نظارت شورای شهر هستم و بسیاری از نامهها به من ارجاع میشود و باید به آنها رسیدگی کنم و هر دوشنبه هم ملاقاتهای مردمی داریم و مشکلات مردم را از نزدیک در مناطق میبینیم و میشنویم، در هر ملاقات مردمی حدود ۱۵۰ نفر مراجعه میکنند. زمانی که فعالیتم در شورا به پایان میرسد شبها به صورت سرزده هر بار به یکی از مساجد تهران میروم و نماز جماعت را به همراه مردم میخوانم. در مسجد مردم مرا میشناسند و حدودا یک ساعت و نیم بعد از نماز مغرب و عشاء با مردم در مسجد میگذرانم. زمانی که به منزل میرسم ساعت به ۸:۳۰ شب رسیده است. پس از آن به مجموعه ورزشیام در خیابان پیروزی میروم. در مجموعه ورزشیام یک سالن کشتی وجود دارد که در آن حدود ۳۰۰ نفر برای آموزش کشتی حضور دارند و تا ساعت ۱۰ شب را با بچههایی که علاقهمند به آموختن کشتی هستند، میگذرانم.
*چند فرزند دارید؟ دو دختر دارم. دختر بزرگ من ۱۵ ساله و دختر کوچکم ۳ ساله است.
اخبار روز را با ما دنبال کنید./





