احمدی نژاد رئیس جمهور «مصدوم الید» بود؛ وزرایش از جایی دستور داشتند؟!

به گزارش پایگاه خبری جامعه خبر، عبدالرضا داوری در نشست میراث اصلاحات با بیان اینکه دانشگاه در دولت اصلاحات به چه معناست. آیا در سیاستگذاریهای دانشگاهی و راهبردهایش از ابتدا تا امروز، دولتها وزن و نقشی هم داشتهاند، گفت: اساساً تغییر دولتها چه تاثیری در راهبردهای مدیریت دانشگاهی داشته است. دانشگاههای ما در دوران اصلاحات در مقاطعی دچار تحول شدهاند اما این تحولات ناشی از دولت اصلاحات نبود بلکه از تحولی که در بطن جامعه به وجود آمده بود، نشأت میگرفت که خود را در دانشگاهها بازنمایی میکرد. در این مورد انتخاب سید محمد خاتمی برآیند یک تحول مبارک در جامعه ایران بود.
* تحلیل من این است که آنچه در ۳۷ سال اخیر نسبت به دانشگاهها وجود داشته یک سوءظن ساختاری بوده است که در نتیجه آن از ابتدای انقلاب تا سال ۶۳ هم دانشگاهها تعطیل شدند و امروز همان سوءظن همچنان باز تولید میشود و در زمینههای مختلف خود را نشان میدهد.
*کارکرد انجمن اسلامی مانند کارکرد بسیج دانشجویی امروز بود
* تصور من این است که ما فکر میکنیم اگر خواص و نخبگان را مهار کردیم، امکان مدیریت عوام هم به وجود میآید و فرقی هم نمیکند که این نخبگان دارای چه گرایشی باشند.
* امروز دولت روحانی چقدر توان دارد که در دانشگاهها تحولات ایجاد کند. باید این تفکیک را میان دولتها و سیاستگذاران قائل شویم که طی آن دولتها را تنها میتوان کارگزار سیاستهایی دانست که توسط برخی نهادهای خاص یا برخی شخصیتها تدوین میشود.
*من اگر بخواهم صحبت کنم به تریبون دانشگاه نیازی ندارم. من کانال تلگرامی خودم را دارم و در آنجا حرفهایم را می زنم.
*سانسور تمام شده و آنانی که فکر میکنند هنوز میتوانند از راه سانسور جلوی چیزی را بگیرند باید بدانند که دوره این حرفها گذشته است.
*امروز در مسیری پیش میرویم که هیچ کدام از گروهها و احزاب ما مرجعیتی برای مردم ندارند. چه کسی منتظر است حزب موتلفه کاندیدای خود را برای ریاست جمهوری معرفی کند؟ چه کسی به دنبال مشخص شدن راهبردها از سوی جریانهای اصولگرا یا اصلاحطلب است؟ امروز جامعه ما از بسیاری از نخبگان جلوتر حرکت میکند و این تصور که نخبگان را جمع کنیم و به آنها قدرت و ثروت بدهیم تا جامعه را جلو ببرند به جایی نمیرسد.
*امروز هر کسی میتواند با یک گوشی همراه به همه اطلاعات دسترسی پیدا کند. واقعاً مضحک نیست که در چنین دورهای به کسی اجازه سخنرانی ندهند؟
*وقتی موضوع بورسیهها در زمان آقای احمدینژاد مطرح شد اولین سوالی که در گزینش از دانشجوها میکردند این بود که نظرتان درباره مشایی و جریان انحرافی چیست و در صورتی که دانشجویی اندک گرایشی به آقای مشایی داشت او را رد میکردند.
* احمدی نژاد در سال ۸۹ خیلی از مسائل را حل کرده بود اما عدهای نگذاشتند کار پیش برود که به وقتش این موضوع را بازگو خواهیم کرد. حالا که نزدیک انتخابات است فرصت خوبی برای سخن گفتن از این موارد پیش آمده است.
*من اصلا عملکرد آقایان زاهدی و دانشجو را دارای کمترین نسبت فکری با رئیس جمهور وقت نمیبینم. شما اگر به وضعیت دولتهای آقای احمدینژاد نگاه کنید میبینید که در حوزه فرهنگ، رئیس دولت به وزیرش میگوید خانه سینما را بازگشایی کن اما وی تا روز آخر در برابر این دستور مقاومت میکند چرا که احمدینژاد از سال ۹۰ تا سال ۹۲ رییس جمهوری مصدوم الید بود که این امر به دلیل ساختار سیاسی کشور ماست.
*احمدی نژاد شرایط متفاوتی با مهندس موسوی، هاشمی، خاتمی و روحانی داشت. احمدی نژاد که در سال ۸۴ به میدان آمد مانند خاتمی که در سال ۷۶ به میدان آمده بود با شبکهای از مدیران خود ارتباط نداشت. مساله احمدی نژاد این بود که با یارانی قرضی به میدان آمده بود چرا که میخواست راه جدیدی را برود و در نتیجه نیز عدهای از کنارش فاصله گرفتند چرا که احمدی نژاد به دنبال تغییر ریل گذاری در روند اداره کشور بود و به مدیران لازم برای این کار دسترسی نداشت.
او با بیان اینکه امروز میبینیم که چند نفر از وزرای احمدی نژاد از پرویز کاظمی گرفته تا مرضیه وحید دستجردی را به صدا و سیما میآورند و احمدی نژاد را نقد میکنند اظهار کرد: الان هم اگر به کامران دانشجو بگویید که نظرش درباره احمدینژاد چیست حتما علیه احمدینژاد حرف میزند. احمدینژاد در سالهای پایانی ریاست جمهوری به نقطهای رسیده بود که وزرایش از جای دیگری دستور میگرفتند. ایشان زمانی که علم جدیدی را برداشت تا راه تازهای را برود و از اصولگرایی سنتی فاصله بگیرد، بدل به جریان انحرافی شد و وزرایش از جای دیگری دستور گرفتند.
اخبار روز را با ما دنبال کنید./











