ناگفته های دومین وزیر کشور؛ وقتی هاشمی و مهدوی کنی معاون وزیر شدند!

*پایگاه خبری جامعه خبر/ سید هادی کسایی زاده/ سعیده حسن خانی: هاشم صباغیان حالا ۸۰ سال دارد و نامش بعنوان عضو اصلی حزب نهضت ازادی ایران ثت شده است. مهندس راه و ساختمان دهه ۴۰ که در اوایل انقلاب بعنوان وزیر کشور روی صندلی ریاست نشست. حرف برای گفتن بسیار دارد برخی را می شود نوشت و برخی هم دیدگاه ها و عقاید شخصی اوست.

ایران و نظام را دوست دارد و همچنان فعال و پویاست. می گوید خوشحالم شما می آئید و مصاحبه می کنید تا ناگفته ها بیان شود. این تاریخ ایران است و برای مدیران فعلی و آینده می تواند کلید راه باشد.

*حال شما خوب است انشا الله … اوضاع و احوال این روزهای وزیرکشور انقلاب چطور است؟

– الحمد لله … در تهران ساکن هستم و کارم شامل دو قسمت اساسی کارهای دیگرم است. یک قسمتش مربوط به همان حرفه خودم که کار ساختمانی و بخش دیگری از کارهای من یک سری از کارهای اجتماعی است که در چندین مرکز معلولین خدمتگذاری می کنم. مرکز معلولین وحدت هم یکی از همان مراکز است که وظیفه نگهداری از دختران معلول بالای ۱۴ سال را بر عهده دارد. البته هم نگهداری هم کاریابی و توانبخشی است.

* خانواده چه می کنند؟

– ۴ فرزند دختر و یک فرزند پسر دارم که همه دارای تحصیلات عالیه هستند و ازدواج کردند. الحمد لله هم دامادهای خوبی نصیبم شده و هم عروس خوب. آنها هم تحصیلات عالیه دارند.

* قبل از اینکه شما وزیر کشور شوید چه کار می کردید؟
– در دولت موقت معاون نخست وزیر در امور انتقال بودم و بعد وزیر کشور شدم.

*و اما داستان انتخاب شما بعنوان وزیر کشور …؟

– آقای دکتر صدر الحسین جوادی وزیر کشور بودند و موفق نشدند در برخی استان ها استاندار منصوب کنند در کردستان و سیستان و بلوچستان مشکلاتی داشتیم در قسمت آذربایجان حزب خلق مسلمان مشکلاتی داشتیم برای همین مهندس بازرگان پیشنهاد کردند می خواهیم شما وزیر کشور شوید. گفتم برای خدمتگذاری آماده ام اما قبل از اینکه وزیر کشور شوم حرفی با امام خمینی دارم و باید ایشان را ملاقات کنم. چون سید احمد آقا همیشه رابط ما بود قراری گذاشتیم.  آیت الله صدوقی هم بودند که امام فرمودند ایشان از خودمان است که البته بعد از چند دقیقه آیت الله صدوقی اتاق را ترک کردند تا من راحت تر صحبت کنم. حرف هایم را به امام گفتم و دستوراتی صادر شد.

*ساختمان وزارت کشور کجا بود؟
ساختمان وزارت کشور مکان فعلی ساختمان شهرداری تهران بود.

*یکی از نکات قابل تامل این است که آیت الله هاشمی رفسنجانی و مهدوی کنی معاونان شما بودند!؟ توضیح می دهید؟

– خودش یک ماجرای طول و دراز دارد. یکی از ماجراهای مهم دولت موقت این بود که دولت چندین بار به دلیل مشکلاتی که داشت استعفا داد و خدمت آقا که می رفتیم آقا می گفتند اگه برویم همه باید با هم برویم استعفاها رو نمی پذیرفت یک سری از مشکلات ما با شورای انقلاب بود که نقش مجلس را داشت که در بعضی مواقع مشکلات حل نمی شد.  پیشنهاد کردیم که عده ای از اعضای شورای انقلاب در هیئت دولت شرکت کنند حالا به عنوان معاون وزیر اما با حق رای چون معاون حق رای دارد. امام پذیرفتند و چندین نفر آمدند به هیئت دولت که آقای آیت الله هاشمی رفسنجانی معاون امور سپاه و آیت الله مهدوی کنی معاون انتظامی وزیر کشور منصوب شدند.

*معاون سیاسی وزیر کشور که بود؟

– آقای حاج حمزه معاون سیاسی و آقای خسرو شاهی معاون مالی اداری.

*محافظ شخصی داشتید؟

– محافظ سرهنگی بود که از محافظین گذشته بود سوابق خیلی خوبی ام داشت و از نخست وزیری با ما بود.

*وزارت کشور اوایل انقلاب چند کارمند داشت؟

– الان عددش یادم نیست اما تعداد زیادی داشت ما یکی از کارهایی که کردیم تقلیل کارمندان بود برای همین تعداد زیادی را بازنشسته کردیم.

*پس از اینکه وزیر کشور شدید بر چه مبنایی استانداران را منصوب کردید؟

-مطالعه می کردم و شناختم روی افراد خیلی زیاد بود. آقای علی دانش منفرد را گذاشتم استاندار فارس و با وجودی که ۳۸ سالش بود استان فارس را با آن مشکلاتی که داشت اداره و مدیریت کرد.  در کردستان دکتر شکیبا را منصوب کردم چون اعتقاد داشتم باید از خود کردها باشد آقای شکیبا از کردهای خیلی با سابقه بود یه مدتی ایشان را گذاشتم بعد از یک مدتی آقای دکتر یونسی که آن هم کرد بود منصوب کردم. در آذربایجان غربی آقای مهندس قروی را مستقر کردم. استاندار آذربایجان شرقی آقای مقدم مراغه ای بود که ایشان باز نمی توانست آنجا را خوب اداره کند و از آقای مهندس قروی ۳۵ ساله  استفاده کردیم.  

*چند استاندار از حزب نهضت آزادی بودند؟
-از نهضت آزادی یکی مهندس حق گو که معاون امور سیاسی بود فقط همین.

*افرادی که در تیم بنی صدر بودند استاندار شدند؟
– یادم نیست.

* توصیه ای هم برای انتصابات می شد؟
-توصیه ها را بررسی می کردیم که اگر مطابق نظری که داشتیم بودند انتخاب می کردیم.

*این توصیه از طرف امام هم بود؟
– نه اصلا

* مهمترین چالش های امنیتی زمان شما چی بود؟

-خیلی بحث امنیتی خاص نداشتیم فقط گروه فرقان بود که ترورهایی می کرد.

*زمانی که وزیر کشور بودید چند ترور انجام شد؟

-در حدود ۵ ماه تروری رخ نداد.

*انتخاب شهرداران با شما نبود؟
– بود اما آقای توسلی اولین شهردار تهران انتخاب شده بودند نهایت همکاری را با وزارت کشور داشتند.

*بودجه وزارت کشور چه قدر بود؟
-یادم نمیاد که بودجه وزارت کشور چه قدر بود.  

*وقتی وزیر کشور بودید موضوع مترو تهران هم مطرح بود؟

– موضوع مترو مطرح بود اما جدی گرفته نشد.

تو سازمان شهرداری و دهیاری ها چی کار کردید؟
در سازمان شهرداری ها ما سراغ انتخابات شورای شهر رفتیم و موفق شدیم.

*مشاور امور زنان داشتید؟
نه 

* در بحث NGO ها چه کار کردید؟
اصولا با NGO ها خیلی موافق بودیم و ما خدمات مردمی را تشویق می کردیم البته NGO زیادی نبود اما هر کمکی می کردیم. اولین NGO را در ایران فرح پهلوی ایجاد کرد اینها همچنان فعالیت می کردند نظارت بازرسی در این عملکرد با ما بود.

*سازمان مدیریت بحران در وزارت کشور چه جایگاهی داشت؟
– چنین سازمان و تشکیلاتی نداشتیم مگر اینکه اتفاقی رخ می داد.

*چند انتخابات برگزار کردید؟

-انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی را برگزار کردیم.

*قانون یا مقررات داشتید؟  
-از طرف شورای انقلاب آقایان موسوی اردبیلی و آقای باهنر انتخاب شدند از طرف هیئت دولت هم من انتخاب شدم چون من باید اجرا می کردم. به این هیئت سه نفره اختیار داده شد تا قانون انتخابات را تدوین و اجرا کنند. آیین نامه انتخابات را نوشتیم و محدودیت هایی برای ثبت نام قائل شدیم. کسانی که عضو ساواک دوره شاه باشند اینا نمی توانند ثبت نام کنند یا افرادی که پرونده های جنایی در دادگستری داشته باشند. شرایط سنی هم از حداقل ۲۵ سالگی بود.

* آماری از رای دهندگان داشتید؟ مثلا ثبت احوال بگوید این تعداد می توانند رای دهن؟

نه نداشتیم.

*کیفیت تعرفه های رای چطور بود؟

– پیشنهاد کردم در تعرفه رای انتخابات چون کاندیدا زیاد نبودند تمبر چاپ شود یعنی روی تعرفه تمبر باشد. هر فردی که بخواهد انتخاب کند تمبر را روی تعرفه بچسباند که این تمر عکس کاندیدا بود. جمعیت بسواد هم زیاد داشتیم و این پیشنهاد خوبی بود. اما موافقت نشد.

*نماینده کاندیداها بعنوان ناظر پای صندوق ها داشتید؟

-یادم هست آن زمان ۱۲۰۰ نماینده داوطلب از حزب جمهوری و ۹۰۰ نفر هم از حزب کچاهدین در تهران داشتیم.

*حزب مجاهدین چقدر رای اورد؟

– مسعود رجوی ۷۵۰ هزار رای آورد کیانوری و یکی دیگر هر کدام در حدود ۵۰۰، ۶۰۰ هزار رای داشتند یعنی ادعایشان را خاک کردیم.

بعد از رای گیری صندوق ها کجا رفت؟

– تمام صندوق ها در یک سالن بزرگ در مدرسه البرز تهران گذاشتیم تا اگر اعتراضی بود بازشماری شود. مجاهدین اعتراض کردند که مثلا رجوی رجایی خوانده شده و چند صندوق را انتخاب کرده و بازشماری کردیم اما چیزی دستشان را نگرفت.

*شما در این ۶ ماه که وزیر بودید سفر خارجی و مهمان خارجی داشتید؟

-مهمان خارجی چند تا از سفرا یا کاردارهای سفارت خانه های مختلف

*یادداشت تفاهم داشتید؟
-یادداشت تفاهم نبود تبادل بعضی مشکلات سفارت خانه بود کمیته ها می رفتند مشکلات را می دادند مشکلات اجرایی را داشتند.  امام دستوری دادند در مورد افاغنه که بیایید در ایران اتباع خارجی مشکل برخوردند.  هجوم افغانی نداشتیم افغانی داشتیم اما همه را سعی داشتیم بتوانیم کارت صادر کنیم.

*یکی از وظایف وزیر کشور بخش تقسیمات کشوری بود در این زمینه وارد شدید؟  
در تقسیمات کشوری در استان ها تغییری ندادیم اما تاسیس فرمانداری ها را داشتیم. تعداد استانها ۲۴ تا بود.

بعد از این که شما وزارت کشور رفتید افراد مختلفی وزیر کشور شدند اسامی این افراد را براتون می خوانم و شما اولین چیزی که به ذهنتون می آید بگوئید:

*آیت الله هاشمی رفسنجانی: آقای هاشمی به من اصرار داشتند که شما در وزارت کشور بمانید برای این که می خواهیم انتخابات ریاست جمهوری داشته باشیم ما فقط خبرگان داشتیم حتی حکم انتخاب ریاست جمهوری می خواستند به نام صادر کنند من نپذیرفتم گفتم من ادامه نمی دهم چون دولت موقت همه با هم استعفا دادیم. ایشان مدیری قوی و قدرتمند بودند.

*آیت الله مهدوی کنی: خیلی کم وزیر بودند.
*نیک روش: استاندار ما بود در اصفهان خوب عمل کرد و خوب بود.
*علی اکبر ناطق نوری: وزارت کشور را کمی کوچک کرد تا چابک تر باشد.
*رحمانی فضلی: خوب نیست. وزرای کشور ما پسرفت داشتند.

*حالا صباغیان یک دنده که نمی خواست دیگر وزیر کشور باشد یک مرتبه نماینده مجلس می شود چرا؟

-ما فعالیت سیاسی را که نمی توانیم تعطیل کنیم برای همین کاندیدا شدم.

*چه قدر رای آوردید؟
-دور دوم حدود ۹۰۰ هزار رای داشتم.

*نکته جالبه اینه که شما نماینده تهران بودید آقایان باهنر، چمران، حبیبی، حجازی، آیت الله خامنه ای خیلی آدم های بزرگی با شما هم دوره بودند با هم جلسه می گرفتید؟

– بله در مورد تهران بحث می کردیم. خیلی جلسات در خانه های هم بود.

*عضو چه کمیسیونی بودید؟
-رئیس کمیسیون مسکن و شهرسازی بودم و دو تا کمیسیون شرکت می کردم و عضو کمیسیون نفت هم بودم.

*وزرا را هم به مجلس احضار می کردید؟
-این جور نبود وزرا قاعدتا خودشان به مجلس می آمدند و می رفتند.

*کارت زرد و لابی و پول و این ها بود؟
نه اصلا این حرف ها مطرح نبود. صداقت و خدمت اون موقع در مجلس بالا بود.

نماینده ها اول میان قسم می خورن به قرآن یک تعهدی است که با خدا می بندند قسم می خورند به قرآن که از قانون اساسی دفاع کنند و منافع مردم را در نظر داشته باشند.
اگر دوباره وزیر کشور شوید چه می کنید؟

-به زور وزیر نمی شوم. در وزارت کشور یک سری از قوانین که مربوط به حق مردم است اجرا نمی شود باید سعی بکنیم آنها را زنده کنیم.

در پایان گفتگو اسامی زیادی مطرح شد اما صباغیان در مورد چمران گفت: شهید مصطفی چمران از هر نظری که فکر کنید نخبه بود چون من با ایشان ارتباط داشتیم خصوصا از نظر حالت عرفانی عجیبی داشت کم فردی را دیدم که این جور باشد.

**بخش زیادی از این گفتگو منتشر نشد…

اخبار روز را با جامعه خبر بخوانید. /

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا
?>